الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )

267

الغدير ( فارسى )

- تنها بدان خشنودى كه بگويند : شاعر است . خاك بر سر شعر كه در شمار فضيلت و افتخار برآيد . - همين بس كه بوستان شعر و احساس تو خرم شود ، و شاخسار آن سر به آسمان سايد . - تا چند دلباختهء نظم و سرود باشى و هنوز از مرحلهء گفتار پاى به ميدان عمل نگذاشته‌اى . شريف رضى ، در چكامه‌ها و قصايدش ، خود را حساس‌ترين شعراى جهان مىشناسد ، گاه شعر خود را برتر از شعر بحترى و مسلم بن وليد مىبيند و گاه با فروتنى خود را همپايهء فرزدق و جرير و يا همتاى زهير مىشمارد و گاه درصدد حق‌جويى برآمده ، با ديدهء ستايش شعر خود را مىسنجد و احساس خود را ما فوق احساس دگران معرفى مىنمايد . بيشتر نقادان ادب ، او را سرآمد شاعران قريش مىشناسند . خطيب بغدادى مىنويسد : از ابو عبد اللّه محمد بن عبد اللّه دبير شنيدم كه در حضور ابو الحسين بن محفوظ كه يكى از رؤسا بود ، مىگفت : جمعى از بزرگان علم و ادب را ديدم كه مىگفتند : شريف رضى از همهء شاعران قريش سر است . ابن محفوظ گفت : اين سخن استوار و صحيح است ؛ در ميان قريش ، شاعرانى يافت شده‌اند كه خوب مىسروده‌اند ، ولى كم ، اما كسى كه هم نيكو بسرايد و هم فراوان ، جز شريف رضى را نديده‌ايم . « 1 » در فرهنگ رجال به طور گسترده از شعر و ادب او تمجيد شده ، چونانكه ساير مفاخر او از فضايل نفسى و كمالات روحى مورد ثنا و ستايش قرار گرفته است ؛ در اينجا مجال وارسى و نقل تمام آن نيست ، بلكه به خاطر اختصار ، قسمتى از آن ياد مىشود : 1 - عمرى نسابه در كتاب مجدى گويد : شريف رضى ، در بغداد نقيب النقباى خاندان ابو طالب بود و هيبت و جلالى به كمال داشت ، با ورع و پارسايى و زهد و بىاعتنايى به دنيا . خاندان و خويشاوندان خود را رعايت مىكرد ، از پامال شدن حقوق آنان به خشم مىشد و از جانيان و ستمكاران ايشان هم انتقام مىگرفت . او يكى از نوابغ روزگار است كه نزد بزرگان علم و ادب تعليم يافته بود . من قسمتى از

--> ( 1 ) . تاريخ بغداد : 2 / 246 .